مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

273

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> چون چشم زنان مدينه به آن سياه‌پوشان افتاد ، هنگامهء محشر نمودار وآشوب قيامت نمايشگر شد . شتابان روى به خيمه‌ها نهادند . چون أهل حرم دريافتند وآن حالت بديدند وآن انقلاب وگردش چرخ دولابى را نگران شدند وآن خيام را به جز از حضرت سجاد از ديگران خالى نگريستند ، سخت بگريستند . گروهى با حضرت زينب وجماعتى با جناب امّ كلثوم وفرقه با فرقهء ديگر غم‌سپر شدند وأطفال يتيم را در آغوش كشيدند وتسليت دادند واز جناب زينب از چگونگى حال پرسش كردند . فرمود : « به چه حال زبان گشايم كه نيروى شرح ندارم ؛ بلكه از زندگانى خويش در آزار وبيزارم . » اى دختران قريش وزنان بني هاشم ! چيزى مىشنويد وحكايتى به گوش مىسپاريد ؟ اگر شرح حال شهدا واسرا را باز گويم ، در مورد ملامت باشم كه چگونه خود زنده مانده‌ام واگر ظلم اين گروه ستمكار را نسبت به أهل بيت أطهار پنهان دارم ، آتشى است در مغز استخوان . اگر بوديد وشمه‌اى از درد دل زينب را مىفهميديد كه از رفتن برادر وبرادرزادگان وكشته شدن ايشان بر وى چه برگذشت ، بر شما معلوم مىگشت . اى ياران ! چون غم‌هاى سينهء مرا به هيجان آورديد ، پس شمه‌اى از مصيبتم گوش كنيد . همانا چون سر برادرم را بر سنان كردند وبدن چاك چاكش را عريان به روى خاك انداختند وأسب بتاختند ، ناگاه آن گروه أشرار بر ما بتاختند وآتش در خيام زدند وزنان ودختران را أسير ، وزنجير بر سيّد سجاد نهادند . سرها را برفراز نيزه‌ها آشكار وما را بر شترها سوار واز قتلگاه رهسپار داشتند ودر كوچه‌هاى كوفه گرداندند وبه مجلس ابن زياد درآوردند . در حضور جماعت بازداشتند وچوب با لب ودندان امام آشنا كردند . واز آن پس ، از كوفه جانب شام گرفتند ودر هر منزِلى مصيبتى بر ما فرود آمد تا در خرابهء شام هرگونه جور وجفا بر ما تمام گشت ؛ لكن مصيبت برادرزاده‌ام رقيه در آن خرابه قدم را بخميد ومويم را سفيد گرداند ، چون زن‌هاى مدينه اين كلمات را بشنيدند ، به يك مرتبه گريبان‌ها را چاك كردند وبر سر خاك ريختند وشورش روز برانگيزش را باز نمودند ونيز با هريك از أهل بيت همين‌گونه صحبت رفت . وبه روايتي چون زنان مدينه به آن مكان بيامدند ، حضرت زينب سلام اللَّه عليها را از نخست نشناختند . چه از كثرت اندوه ومصيبت كه بر وى فرود گشته ، دگرگون شده بود ، در مقتل ميلانى مسطور است كه امّ لقمان دختر عقيل بن أبي طالب بيرون شد وبر كشتگان خود كه در يوم الطف شهيد شدند ، ندبه كرد ومرثيه نمود واين شعر را بخواند وبعضي خوانندهء اين شعر را معلوم نكرده‌اند ؛ چنان‌كه ابن أثير گويد : در آن شب كه امام حسين عليه السلام شهيد شد ، مردم مدينه شنيدند كه قائلى اين شعر بگفت : أيُّها القاتلون ظلماً حسيناً * أبشروا بالعذاب والتّنكيل 3 إلى آخرها وبه وجه ديگر نيز گفته‌اند ؛ چنان‌كه به آن أشارت رفته است ، مىگويد پس امّ لقمان ناله زينب وامّ كلثوم وعاتكة وصفيه ورقيه وسكينه را بشنيد وبا سر برهنه بيرون تاخت واتراب وأمثال أو وامّ هانى ورمله واسماى دختران علي بن أبي طالب عليهم السلام با وى بيرون تاختند وهمى بگريستند وبر حسين عليه السلام ندبه كردند . آن‌گاه بعد از آن خطبه حضرت سجاد ونظر به‌پاره‌اى روايات ملاقاة آن حضرت در -